ساعت ۴ بعد از ظهر
۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق
۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم
۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چ
پ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)
مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه
۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش
۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره
۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون
۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره
۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا
۹ـ زير دوش میـ**زه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده
۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش
۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه
خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه
۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق
۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر
ساعت ۴ بعد از ظهر
...
۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره
۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون
و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش
۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون
مياره و مي چينه رو لبه وان
۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه
ماساژ ميده
۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره
۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره
۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از
موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه
۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ
بر ميداره و يا علي. آي
۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز
ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ
گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته
۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده
۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي
تربيت
۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه
۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه
۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنهساعت ۸ شب
توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن
پسرها
توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک کارت رو داخل دستگاه ميذارن کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن پول و کارت رو ميگيرن و ميرن
دخترها
با ماشين ميرن دم بانک در آينه آرايششون رو چک ميکنن به خودشون عطر ميزنن احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن بلاخره ماشين رو پارک ميکنن توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون دنبال کارت عابربانکشون ميگردن کارت رو وارد دستگاه ميکنن توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن کد رمز رو وارد ميکنن ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن کنسل ميکنن دوباره کد رمز رو ميزنن کنسل ميکنن دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه مبلغ درخواستی رو ميزنن دستگاه ارور (خطا) ميده مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن دستگاه ارور (خطا) ميده بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن پول رو ميگيرن برميگردن به ماشين آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن استارت ميزنن پنجاه متر ميرن جلو ماشين رو نگه ميدارن دوباره برميگردن جلوی بانک از ماشين پياده ميشن کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمیذارن برای آدم ) سوار ماشين ميشن کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده آرايششون رو توی آينه چک ميکنن احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن میرن توی خيابون اشتباه برميگردن ميرن توی خيابون درست پنج کيلومتر ميرن جلو ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا اینقدر يواش ميره ......
۱- تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یکی دیگه بپرسید
۲- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید رو بوق
۳- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید
۴- توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنید
۵- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید
۶- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید میرید یه دور بزنید برگردید!
۷- توی جشن تولد یکی از دخترا تا اومد شمع ها را فوت کنه بادکنک بترکونید
۸- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد شروع نشده بگید شنیدید
۹- سوتی های لغوی و کلامی و دیکته ای و ادبی و.. دخترا رو درگوشی بگید بخندید
۱۰- توی جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید
۱۱- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون
۱۲- روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید
۱۳- اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید
۱۴- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بگید صفحه مورد نظرتونو پیدا نکردید!!
۱۵- همواره از زیبای ها و تناسب اندام مادربزرگ خدابیامرزتون(!) در مقابل دختر چاق مورد نظرتون بگید
۱۶- به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده
۱۷- شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه
۱۸- زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده
۱۹- از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه
۲۰- توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن چند روز پیشتون تعریف کنید
۲۱- توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید
۲۲- توي خيابون به يه قسمت از لباس يه دختر خيره بشيد و بزنيد زير خنده (نمي دونيد چه حالي مي شه)
23- هر دختری از جمله باشخصیتش ازتون پرسید ساعت چنده یه کاغذ یه متری دربیارید شماره موبایلتونو بنویسید بگید سر ساعت 9 زنگ بزنه
24-جلو یکی از دوست دخترهاتون مدام از قشنگی های اونیکی بگید
25- با دوست دخترتون برید درکه پرتش کنید تو آب بگید سورپریز تولدت بود
پسران و احیانا دختران "سادیسم دار" عزیز در تکمیل این صدگانه مارا یاری دهید!
تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبير خردمند را
تاريخچهي تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل
براي نخستين بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت. از
بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانهي کودکان فلک بخت
مکتب بود. ليک حسن از روي گشادي، چشمان چپش را
بر روي ورقهي همزاد انداخت تا نکتي بس ارزشمند از
ورقهي فوق الذکر، دشت کند. اين بود که اولين تقلب
تاريخ بشري زده شد. البته اين تقلب با روشهاي فوق
العاده ابتدايي (البته در مقابل ترفندهاي کنوني) صورت
گرفت. بدين ترتيب که حسن با کلي زور زدن تن را تکان
داد و خود را به بالاي ورقهي همزاد رسانيد و خيلي
راحت مطالب را دو در فرمود.
زان پس تقلب دوران طلايي خود را آغاز کرد. بدين ترتيب
که گسترش يافت و مصاديقي متفاوت پيدا کرد. از جمله
تقلبهاي رايج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از
سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در
مخ زني، تقلب در بازي (که از آن به جر زني تعبير
ميشود) را ميشود نام برد.
حال روش هايي از تقلب در امتحانات را به نظرتان
ميرسانيم:
روش هاي نوشتاري:
1- نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش و...
2- نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت
مانتوي دختر جلويي و...
3- نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه و...
4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در
سوراخهاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين،
دريچهي آئورت و ...
روش هاي با کلاسي:
1- استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي
2- استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس
روش هاي جوادي:
1- خر نمودن يک فقره بچه خرخون
2- خم کردن سر به روي ورقهي طرف به صورت تابلو.
3- روش بويايي:خودتان ماسک بزنين و يک بوي گند از
خودتان در بکنين تا مراقب، جرات نزديک شدن به شما را
نکند.
4- روش شيميايي:بدين معني که مراقب را با انواع و
اقسام مواد شيميايي از هستي ساقط کنيد و بعد با
خيال راحت دست به کار شويد.
توجه:
اگر در اين امر تبهر کافي نداريد اصلا سمت اين کار نرويد
که عواقبي جز ضايع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد.
اگه میخواید دستمال زن نشید هیچ یک
ازمراحل
37 گانه ی زیر را انجام ندید
تازه اگه میتونید با معلم هم کل کل کنید.
روشهایی که میتونید بهترین دستمال زن بشید
100%کارساز
1.
حدالامکان در صورت ورود معلم تعظیم کنید
(البته در مقابل قزوینی ها جایز نیست)
2.پاک کردن میز معلم(اگر میتوانید کفش را هم
پاک کنید)
3. تحریک معلم
4.
در وسط حرف زدن معلم سرتون رو بیخودی
تکون بدید
5.
باهاش مثل نازنازیها حرف بزنید
6.
وقتی تورو میبینه خودتو به مظلومیت بزنی
7.
از معلم بی مورد سوال کنید
8.
از معلم تعریف کنید
9.
به جاش صف شی وایسی
10.
فبضشو پرداخت کنی
11.
موقع بیکاری بری پیشش حرف بزنی
12.
تخته سیاه را با نازو ادا پاک کنی
13.
بعد از خوردن زنگ معلمتون رو تا دفتر
همراهی کنید
14.
برای گرفتن نمره ی اضافی التماس کنید
15
یه دروغایی بگید مثل:(آقا قرار بود 2نمره به ما
اضافه کنیدا)
16زیراب زدن دانش اموزا
17.
اگه باباتون تو اداره ار میکنه کارهای معلمتون رو با پارتی
رابندازید
18.
اگه میتونید به باباتون بگید با معلم دوست بشه
19.
اگه زنگ خورد کتاب دستت بگیری و
از جلوی معلم رد بشید
20
تحقیقهای علمی اینترنتی برا معلمتون ببرید.
21.قیافتونو شبیه معلم کنید.
22.معلم رو به سرگرمی وفوتبال دعوت کنید.
23.وقتی معلم بیکاری داد وردار درساتو بخون.
24.قبل از اینکه معلمتون چیزی بگه کتابتونو در
بیارید.
25.دادن آمار جلسات قبل.
26.در بحثهای گروهی شرکت کنید.
27.قبل از اینکه معلم کتاب یا خودکار خواست
بهش بده.
28.با دستمال زنهای زبر دست همنشینی کنید.
29.به معلم بیش از حد توجه کنید.
30. بیش از حد به معلمتون تعارف بزنید
31.
زل ردن به عورت معلم
(مخصوصا معلم فیزیک)
32.اگه میتونید کل زنگ حرف نزنید
33.
به معلم بگید توروخدا جلسه بعدامتحان
بگیریدحتی اگه امتحان هم داشته باشید.
34.تا حدی با معلم صمیمی بشید که بتونید
با اون درمورد هر مساله ای حرف بزنید.
35.موقع بیکاری دستتونو تو گوشاتون بذارید
و به کتاب ذل بزنید
36.
درحال صحبتهای معلم نطق برداری کنید
37.
اگه میتونید هیچ وقت تو جلسات غیبت نکنید.
به همین راحتی
نکته
:پس از خواندن مطلب در خود بیاندیشید وببینید در
مورد کدامیک از موارد تبحر دارید.البته اگه راه دیگری
برای دستمال زنی دارید
به ما نظربدید.
معلم یه دستمال زنو رو اینقدر زد اینجوری شد
آثار دستمال زنی(افسردگی شدید در آینده)

سوال کنکور در افغانستان
از کجا کفتر می آیه؟
1-ازاون پایین کفتر می آیه
2-ازاون بالا کفتر می آیه
3-اصلا کفتر نمی آیه
۴-کفتر با زاویه 30 درجه نسبت به افق می اید
۵-به صورت مارپیچ می آیه
نامه ای که یه دستمال زن پس از دوری معلم بهش میفرسته

دستمال زنی یه دانش اموز بعد از مرگ معلم
(بعد مرگ هم دستمال زن هست)

دستمال زنی مکانیزه
معلم ودانش آموز(دستمال زن) وقتی کسی نمی بیندشون

عاشق شدن معلم به بعضی از دانش آموزها این تاثیرات
رو داره .از معلمی تبدیل به شاعر میشن.

درسایت ما با گذاشتن آیدی خودتان
عضو شوید حتی شما معلم عزیز
معلم قزوینی به شاگرد: پسر جون اینجوری قبول نمی شی نه کلاس می یای نه باغ
بچه به معلم ميگه: خانوم معلم، من از شما خوشم مياد، معلم ميگه: من حوصله بچه مچه ندارم، بچه ميگه: خوب جلوگيري ميكنيم
معلم به معتادی گفت با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟
معلم:« بگو ببينم، برق آسمان با برق منزل شما چه فرقي دارد؟»
دانش آموز:« اجازه! برق آسمان مجاني است، ولي برق خانه ما پولي است.»
معلم:« ناصر! اگر حميد ۵ تا مداد داشته باشد و ۳ تاي آن را به رضا بدهد، چند تا مداد برايش مي ماند؟»
ناصر:« آقا اجازه! ما حميد را نمي شناسيم و كاري هم به كارش نداريم.»
معلم: وقتي مي گوييم «دانش آموزان كلاس تكليف هاي خود را با ميل انجام مي دهند.» «ميل» در اين جمله چه نوع كلمه اي است؟
دانش آموز:« اجازه! حرف اضافه.»
معلم:« سعيد! دو تا حيوان دو زيست نام ببر.»
سعيد:«قورباغه و برادرش.»
معلم به دانش آموز:« بگو ببينم! سيب زميني از كجا پيدا شد؟»
دانش آموز:« از زماني كه اولين سيب از درخت به زمين افتاد.»
معلم: «مريم! اگر هم شاگردي ات، سارا، هزار تومان به تو بدهد و
دوباره پانصد تومان ديگر هم بدهد، در مجموع چه قدر پول خواهي داشت؟»
در همين موقع سارا با عصبانيت مي گويد:« اجازه! ببخشيد، از كيسه خليفه مي بخشيد؟! »
ناظم:« چرا اين قدر دير به مدرسه آمدي؟»
دانش آموز:« آقا اجازه! من داشتم خواب يك مسابقه فوتبال مي ديدم. چون بازي به وقت اضافه كشيد، ناچار شدم خواب بمانم تا نتيجه آن معلوم شود.»
معلمي در كلاس علوم از دانش آموزي پرسيد:« با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را بگو.»
دانش آموز هر چه به پايي كه در دست معلم بود نگاه كرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتي گفت: «بگو اسمت چيه تا برايت يك صفر بگذارم.»
دانش آموز پايش را از كفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روي پاي من بگوييد اسمم چيه.»
معلم به دانش آموز: اگر تو
۲۰۰ تومن پول داشته باشي و برادرت ۵۰ تومن آن را بردارد، چه قدر پول برايت مي ماند؟
دانش آموز:« ۳۰۰ تومن.»
معلم با عصبانيت:« ۳۰۰ تومن؟!»
دانش آموز: «چون آن قدر گريه مي كنم تا پدرم ۱۵۰ تومان ديگر هم به من بدهد!»
معلم رياضي از دانش آموز پرسيد: «اگر مادرت به تو بگويد نصف پرتقال را مي خواهي يا هشت شانزدهم، كدامش را انتخاب مي كني؟»
دانش آموز پاسخ داد: «نصف پرتقال را!»
معلم گفت: «مگر نمي داني نصف پرتقال با هشت شانزدهم پرتقال يكي است؟»
دانش آموز جواب داد: «چرا آقا! مي دانيم، ولي پرتقالي كه شانزده تكه شده باشد، قابل خوردن نيست.»
معلم تاريخ: آهاي! تو كه با آن قد بلندت ته كلاس ايستاده اي و بر و بر من را نگاه مي كني، بگو اسكندر مقدوني كه بود.
- نمي دانم.
- چه كسي ناصر الدين شاه را كشت؟
- نمي دانم.
- پس با اين وضع چطور مي خواهي امتحان تاريخ بدهي؟
- من كه نمي خواهم امتحان بدهم. آمده ام بخاري كلاس را تعمير كنم.
دانش آموز تنبلي به دوست خود گفت: اي كاش در مدرسه هم مثل بعضي از مغازه ها كه بالاي ديوار آن نوشته اند: جنسي كه فروخته شد پس گرفته نمي شود، مي نوشتند: درسي كه داده شد، پس گرفته نمي شود!
معلم از دانش آموز پرسيد: جسم شفاف چه جسمي است؟
دانش آموز جواب داد: جسمي كه نور از آن عبور كند.
معلم: دو تا مثال بزن!
دانش آموز: نردبان، غربال.
معلم به دانش آموز :«يك جمله بگو در آن چاي باشد.»دانش آموز :«اجازه ! قوري.»
معلم: چرا در نوشتن انشا از پدرت كمك نمي گيري؟
دانش آموز: آخر او از دست شما دلخور است.
معلم: از دست من، چرا؟
دانش آموز: چون شما هفته قبل به انشاي او نمره بدي داديد!
معلم به دانش آموز: ساعت را بخش كن!
دانش آموز: اول سا دوم عت.
معلم: صداشو بكش!
دانش آموز: تيك تاك! تيك تاك!
دبير فيزيك: اگر بخواهيم ساختماني را سيم كشي كنيم و لامپ هاي اتاق را به طور انشعابي ببنديم، چه مي كنيم؟
دانش آموز: اجازه آقا! سيم كش مي آوريم.
معلم: سعيد فعل خوردن را صرف كن! سعيد: آقا اجازه! با قاشق و چنگال؟
معلم:« بگو ببينم، برق آسمان با برق منزل شما چه فرقي دارد؟»
دانش آموز:« اجازه! برق آسمان مجاني است، ولي برق خانه ما پولي است.»
معلم: وقتي مي گوييم «دانش آموزان كلاس تكليف هاي خود را با ميل انجام مي دهند.» «ميل» در اين جمله چه نوع كلمه اي است؟
دانش آموز:« اجازه! حرف اضافه.»
معلمي در كلاس علوم از دانش آموزي پرسيد:« با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را بگو.»
دانش آموز هر چه به پايي كه در دست معلم بود نگاه كرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتي گفت: «بگو اسمت چيه تا برايت يك صفر بگذارم.»
دانش آموز پايش را از كفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روي پاي من بگوييد اسمم چيه.»
معلم تاريخ: آهاي! تو كه با آن قد بلندت ته كلاس ايستاده اي و بر و بر من را نگاه مي كني، بگو اسكندر مقدوني كه بود.
- نمي دانم.
- چه كسي ناصر الدين شاه را كشت؟
- نمي دانم.
- پس با اين وضع چطور مي خواهي امتحان تاريخ بدهي؟
- من كه نمي خواهم امتحان بدهم. آمده ام بخاري كلاس را تعمير كنم.
معلم: با ماشين جمله بساز؟ شاگرد: آقا می شه همسايه ماشين؟!!!
شاگرد : اجازه چيز زيادی نمی دانم چون مادرم تا بحال
عدسی درست نکرده است!!!
به نيوتن گفتندبراي چي از افتادن سيب تعجب كردي نيوتن براي اينكه من زير درخت گلابي نشسته بودم
يك روز يك شاگرد از معلم علوم مي پرسه آقا جگر پا داره؟ معلم مي گه نه. پسره مي گه پس چرا ديشب بابام گفت جگرم پاهات رو ببر بالا ؟؟؟؟؟؟
معلم:اگر گفتي يک زرافه چه چيزي دارد که بقيه ي حيوانات ندارند؟
دانش آموز:يه بچه زرافه!
تو یه مهد کودک دختر بچه می پرسه :
خانم معلم دخترای 17 ساله حامله می شن؟
معلم هم می گه آره
دختره دوباره می پرسه
خانم معلم دخترای 15 ساله حامله می شن؟
معلم هم می گه آره
دختره دوباره می پرسه
خانم معلم دخترای 10 ساله حامله می شن؟
معلم هم می گه آره
دختره دوباره می پرسه
خانم معلم دخترای3ساله مثل من چطور؟
معلمه که کلافه شده بود میگه : نه عزیزم دخترای سه ساله حامله نمی شن چطور می گه
یهو : پسره از ته داد می زنه و می گه :
دیدی گفتم حامله نمی شی
پنج نفر رو باید کرد...
- اونی که خودش میده
- اونی که میخواد با زرنگ بازی نده
- اونی که SMS تکراری میده
- اونی که بهش sms میزنی جواب نمیده.
-معلمی که دستمال خور باشه
معلم: اكبر الفبای یونانی را بگو.
اكبر: آلفا، بتا، سه تا، چهار تا، پنج تا، شش تا...
معلم: بسه! الفبای انگليسی را بگو.
اكبر: ای، بی، سی، چهل، پنجاه، شصت...
معلم: حداقل الفبای فارسی را بگو.
اكبر: الف، ب، پ، ت، ث، چهار، پنج، شش...
معلم پرسيد عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم :يک بخش اما ازوقتي تورا شناختم (فهمیدم باید دستمال بزنم) فهميدم عشق 3 بخشه :1 عطش ديدن تو:2 شوق با توبودن :3 واندوه بي تو بودن
معلم قزوینی:ما هر شب تو سریال نرگس منتظر بودیم که نرگس به احسان بده..... نگوقرار بوده زهره بده!

